قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4621

تاريخ الفي ( فارسى )

چون امرا به آنجا رسيدند ، به كوهستان گريخت . بدخشان نيز به تصرف درآمد و كيقباد ، برادر كيخسرو را به ياسا رسانيدند و امارت بر امير حسين قرار گرفت و امرا هر يك به جاى خود رفتند . و گذر امير خضر بر ولايت صاحبقرانى بود . بدانچه سزاوار صاحبخانه و مهمان بود ، به فعل آمد . امير تغلق سلدوز با امير حسين مخالفت كرده و امير حسين به اتفاق امير صاحبقران و امير خضر به دفع او روان شده و او طاعت نياورده فرار نمود . امير حاجى برلاس از خراسان برگشته با امير بايزيد بر مخالفت خضر يسورى اتفاق نمود . حضرت صاحبقران و امير خضر به جنگ ايشان رفتند . شكست بر حاجى و بايزيد افتاد و به سمرقند رفتند و به وقت تعاقب ، لشكر كش از امير جهانگير جدا شده به حاجى پيوستند و به غير از امير جاكو كس پيش صاحبقران نماند . و امير خضر بر امير تيمور بدگمان شد و صاحبقران اين معنى را فهميده به امير حاجى و بايزيد ملحق شد و به اتفاق با امير خضر جنگ كرده او را شكست دادند و امير بايزيد در عوض اين نيكو خدمتى نسبت به حضرت صاحبقران غدرى در خاطر آورد . آن حضرت به اين معنى آگاه شده به بهانهء آنكه خون از بينى من روان شده دست بر روى نهاده از مجلس بيرون آمد و تركش بسته برنشست و روى به بيابان آورد . امير حاجى كس فرستاده خبر داد كه عبور از آب به واسطهء مخالفت زنده حشم صلاح دولت نيست . و صاحبقران به نواحى ترمذ آمد با آن قدر كس كه همراه داشت . با شيخ على جرجرجى « 1 » كه به نزاع برخاسته بود ، جنگ كرده او را شكست داد و ترمذ كهنه محلّ نزول صاحبقران شد . و در روم در اين سال غازى مراد ، حاكم بود و تا سنهء ستّ و ستّين و سبعمائه [ - 766 هجرى ] به استعداد لشكر خود مشغول بود .

--> ( 1 ) . هر سه نسخه : حورحى .